روزنامه به مثابه یک رسانه فرهنگی

روزنامه

امروزه عليرغم پيشرفتهاي فراوان علوم ارتباطي و اطلاع رساني، هنوز در بين رسانه هاي گروهي، جرايد خصوصاً روزنامه ها، سودمندترين، فراوان ترين و ارزان ترين وسيله براي بالا بردن سطح آگاهي افراد جامعه و مبارزه با جهل و بي خبري به شمار مي آيند. در بين جوامع توسعه يافته و در حال گسترش هنوز نشر و مطالعه روزنامه مبين روشنفكري، درك عميق و بالا بودن شعور سياسي و اجتماعي است.

روزنامه ها به خاطر ويژگي‌هايي از قبيل ارزاني، فراواني، نقل صحيح و دقيق اخبار، اختصار و تنوع مطالب و سادگي زبان و…، قادر هستند طيف گسترده‌اي از اقشار مختلف جامعه را تحت پوشش اطلاعاتي قرار دهند و نيز به واسطه مقبوليتي كه در مردم دارند مي‌توانند وسيله خوبي براي انتقال آگاهي‌هاي مختلف به ذهن و خاطر مردم وترميم و تصحيح روابط و ضوابط موجود در جامعه باشند. البته اين مقبوليت در بدو امر از دو علت ناشي شده بود: نخست آنكه روزنامه‌ها درآن دوران، تنها رسانه گروهي موجود در كشور به شمار مي‌آمد كه اخبار صحيح و دقيقي از اوضاع داخله و خارجه كشور را به اطلاع عموم مي‌رسانيد. هر چند كه اين روزنامه‌ها در بعضي از نقاط به علت وضعيت بد حمل و نقل، با تأخير چند روزه و گاهي چند هفته‌اي به دست خوانندگان مي‌رسيد ولي با اين حال موجب پيشرفت عمده‌اي در سرعت و صحت خبررساني شدند.

علت ديگر مقبوليت روزنامه در بين مردم، سادگي و رواني نوشته‌هاي آنها بود كه درك مطالب آن را توسط افراد كم سواد و حتي بي‌سواد ممكن مي‌ساخت. افراد بي سواد كه اكثريت مردم كشورمان را تشكيل مي‌دادند، به اين نحو از مفاد روزنامه‌ها مطلع مي‌شدند كه افراد با سواد در مراكز تجمع مردم چون قهوه خانه‌ها حاضر مي‌شدند. و با صداي بلند محتويات روزنامه‌هارا براي سايرين قرائت مي‌كردند و به اين ترتيب جمع كثيري اعم از با سواد و بي‌سواد از مفاد روزنامه‌ها آگهي مي‌يافتند. رفته رفته با بالا رفتن شعور سياسي و اجتماعي مردم، نقش روزنامه‌ها به عنوان يك رسانه مفيد، فراوان و ارزان تثبيت گرديد و اشتياق اقشار مختلف جامعه به مطالعه روزنامه رو به فزوني نهاد. اگر حضور هماهنگ و يكپارچه مردم در صحنه هاي سياسي و اجتماعي را نشانه بالا بودن سطح فرهنگ عمومي و شعور سياسي و آگاهي ملي بدانيم، آنگاه مي‌توانيم بگوييم كه اين امر با آزادي و تنوع و تعداد و حتي تيراژ جرايد خصوصاً روزنامه‌ها رابطه مستقيم داشته و دارد. زيرا روزنامه‌ها از بدو پيدايش، نقش مهم و مؤثري در وقوع تحولات عمده و عمومي داشته‌اند. براي اثبات اين مدعا از تاريخ ساير كشورها چون فرانسه و روسيه و آلمان و… شواهد فراواني مي توان يافت ولي ما به ذكر سه شاهد از تاريخ كشورمان ايران، اكتفاء مي‌كنيم.

با نگاهي به تاريخ ايران از زمان انتشار نخستين روزنامه فارسي تا به امروز، سه تحول اجتماعي ـ سياسي عمده و عمومي در كشور صورت پذيرفته است. انقلاب مشروطيت ، نهضت ملي نفت و انقلاب اسلامي. و در زمان وقوع اين سه رويداد بي مانند و ارزشمند ـ كه با حضور آگاهانه و گسترده آحاد ملت تحقق يافته است ـ جرايد خصوصاً روزنامه ها نقش تعيين كننده‌اي در جهت دادن به خواست و اراده ملي، روشن كردن اذهان ملت وانسجام مبارزات مردم داشته‌اند.

1ـ دوره انقلاب مشروطيت ( 1314 ه .ق ترور ناصرالدين شاه ـ 1327ه.ق جلوس احمد شاه)
در اين دوره مردم ايران به شهادت تاريخ از شعور سياسي و اجتماعي بالايي برخوردار بودند. در اين دوران به جز مدت دو ساله استبدادصغير محمد علي شاهي روزنامه‌ها و جرايد بسياري به زبان فارسي در داخل و خارج كشور چاپ و منتشر مي‌شده است كه پروفسور ادوارد براون در كتاب ارزشمند خود به نام تاريخ مطبوعات و ادبيات ايران در دوره مشروطيت از سيصد و هفتادو يك موردبا ذكر نام و محل انتشار ياد كرده است. و اين مقدار با توجه به جمعيت كشور و امكانات چاپ و نشر در آن زمان بسيار قابل ملاحظه است . معروفترين روزنامه نگاران اين دوران عبارت بودند از : قاسم خان و جهانگير خان صور اسرافيل ـ علي اكبر دهخدا ـ ابراهيم پور داودـ سيد اشرف الدين گيلاني ـ ملك الشعراي بهار ـ اديب الممالك فراهاني ـ سيد عبدالرحيم خلخالي ـ ميرزا محمد حسين فروغي و بسيار ديگر .

2ـ دوره نهضت ملي ( 1330ه.ش انتصاب دكتر محمد مصدق به نخست وزيري ـ 28مرداد1332ه.ش كودتاي آمريكايي فضل الله زاهدي ) در اين دوره به خاطر اتخاذ شيوه هاي دمكراتيك توسط دولت وقت ، جرايد از آزادي عمل و تنوع فراوان برخوردار شدند و روزنامه نگاران به آن درجه از اعتبار سياسي و مقبوليت اجتماعي رسيدند. كه تعدادي از آنها به وزارت و وكالت رسيدند. متأسفانه از تعداد نشريات كشور در اين دوره، اطلاع دقيقي در دست نيست ولي به شهادت ناظران، جرايد در اين دوره از تعدد و تنوع بسيار برخوردار بودند .

3ـ دوره انقلاب اسلامي ( 1357ـ1360 ه.ش ) از اين دوره به عنوان يكي از به ياد ماندني‌ترين ادوار تاريخ روزنامه نگاري در ايران مي توان نام برد . زيرا در اين دوران پرشكوه علاوه بر روزنامه‌ها و جرايد رسمي. مجاز در تهران و شهرستانها، روزنامه‌ها و بولتنهاي متعددي توسط ارگانها، نهادها، احزاب و گروههاي سياسي چاپ و منتشر ميشد. حتي در مدارس كشور، دانش آموزان به تهيه روزنامه‌هاي ديواري مبادرت مي‌نمودند.
پس از این دوران، روزنامه در ایران جنب و جوش بیشتری گرفت. از یک طرف انتشار و پخش گسترده تر در نقاط مختلف کشور باعث افزایش مخاطبان شده بود و از این رو باید روند مناسب تری را طی می کرد تا مورد پذیرش این حجم بالای مخاطب باشد و از طرفی دیگر با عمومیت یافتن رسانه های دیگری به ویژه تلویزیون و رادیو در جامعه، روزنامه باید به گونه ای خود را تقویت می کرد که در عرصه پیشتازی این رقیبان قدرتمند، جا نمی ماند. بنابراین روند پیشرفت روزنامه تسریع یافت اگرچه در مقایسه با جوامع غربی هنوز بسیار عقب می نمود.

پیشرفت روزنامه در حوزه های مختلفی اعم از کیفیت اطلاعات منتشر شده، تنوع و تعدد مطالب مختلف، افزایش میزان استفاده از آگهی های تبلیغاتی و از همه چشمگیرتر گرافیک مطبوعاتی صورت می گرفت، شایان ذکر است این روند با ورود به عصر حاضر که به نوعی عصر انفجار ابزارهای رسانه ای مختلف و متعدد است، همچنان ادامه دارد،و روزنامه در این عصر و در رقابت با بزار قدرتمندی مانند فضای مجازی و سایت ها و شبکه های موجود در آن، باید بسیار بیشتر از پیش به روند پیشرفت و همگام سازی خود شتاب ببخشد تا بتواند جایگاه خود را در بین این حجم کلان از رسانه های قدرتمند، همچنان حفظ کند.
همانگونه که ذکر شد، روزنامه پس از انقلاب از جوانب مختلفی پیشرفت داشته است. با توجه به مسیر این پژوهش، برای ما بررسی این پیشرفت در حوزه های گرافیک مطبوعاتی بااهمیت تر است، چرا که در این حوزه است که همنشینی متن و تصویر جلوه می کند. از این رو، در ادامه به مطالعه و بررسی جایگاه گرافیک مطبوعاتی در روزنامه می پردازیم.

گرافیک مطبوعاتی؛ جایگاه تصویر در روزنامه و رابطه آن با پیام خبری
شامل دو بعد مختلف است که با قرار گرفتن در کنار هم جریانی تازه از روند انتقال پیام را شکل می دهند. این دو بعد یعنی عکاسی خبری (فتوژورنالیسم) و تایپوگرافی نقش بسیار مهمی در تدوین جراید به خصوص روزنامه ها و به ویژه صفحه نخست روزنامه ها دارند.
از آنجا که پایان نامه پیش رو در تلاش برای شناسایی عوامل دخیل در روند انتقال پیام از طریق صفحه نخست روزنامه ها می باشد، بررسی این دو بعد از گرافیک مطبوعاتی حائز اهمیت می نماید.
اما نباید فراموش کرد که گرافیک مطبوعاتی خود حوزه بسیار گسترده ای را شامل می شود که بررسی آن مطالعات بسیار متنوع و متعددی را میطلبد. از آنجا که هدف این پژوهش بررسی دقیق ای حوزه نمی باشد، تنها به مطالعه بخش هایی از آن اکتفا کرده ایم که در راستای تحقق هدفمان یاری گر باشد.
تایپوگرافی
چشمان ما به هنگام نگاه کردن به یک صفحه نشریه یا کتاب یا به یک صفحه طراحی، به همان روش معمول که به آن «خواندن» می گوییم عمل می کند. چشم، در هنگام مطالعه یک متن به زبان فارسی، از بالا و سمت راست شروع و به سمت پایین حرکت کرده و از سمت چپ خارج می شود. آیا دقت کرده اید که لبه سمت راست صفحه، نقطه آغاز طراحی یا ترسیم است؟ اگر زبان فارسی و نظایر آن که از سمت راست خوانده می شود، زبان اصلی شماست، با این روش در طراحی صفحه راحت تر هستید.
در این شیوه، فضای خالی در سمت چپ دیده می شود اما اگر زبان اصلی شما، یک زبان اروپایی باشد، متوجه می شوید که چشمان شما از سمت بالا و چپ شروع به دیدن می کنند و در نهایت از سمت راست و پایین خارج می شوند. در این شیوه، فضای خالی در سمت راست دیده می شود.
آیا با نگاه کردن به یک صفحه خالی و سفید، چشم به بخش ویژه ای از آن جلب می شود؟
• عناصر طراحی
دید عمومی و نگاه عامه، مفهوم زبان تصویری را صرفا در چیزهایی باز می شناسد که رویت پذیر، ملموس و آشنا باشند، مثل تصویر ساختمان، درخت، آدم، حیوانات، مناظر و اشیا. اما دید کمی آشناتر و تخصصی تر، مفهوم زبان تصویری را در سطحی فراتر از تصاویر ملموس و طبیعی، یعنی از طریق درک «عناصر ذهنی» (conceptual elements) مورد ارزیابی قرار می دهد. این عناصر ذهنی اند چرا که در واقع وجود ندارند. اگر وجود داشته باشند، دیگر ذهنی نیستند: بیننده یک «سطح» را در آن قسمت از صفحه، یا یک «نقطه» را در مرکز صفحه، احساس می کند (نمی بیند). طراح گرافیک، با تمهیدات فنی و خلاق، زمینه چنین ارتباطی را فراهم می سازد. عناصر ذهنی (کانسپچوال المنت) عبارتند از: نقطه، خط، سطح و حجم که با مرئی شدن آنها، تبدیل به «عناصر بصری» (visual elements) می شوند. عناصر بصری عبارتند از: شکل، اندازه، رنگ و بافت.
عناصر بصری، مهم ترین قسمت هر طرح به حساب می آیند، زیرا آنچه که در واقعیت می بینیم، هستند.
اما، آنچه می تواند عناصر ذهنی، عناصر بصری و در مجموع کلیت زبان تصویری را به یک نظام ارتباطی تاثیرگذار در مجاورت نظام ارتباطی کلامی، تبدیل کند، «عناصر ارتباطی» (Relational elements) است. عناصر ارتباطی، موقعیت شکل ها را در طرح و ارتباط آنها را با یکدیگر مشخص می کنند. بعضی از عناصر ارتباطی مثل «جهت» و «موقعیت» را باید درک و بعضی دیگر را مانند «فضا» و «جاذبه» باید حس کرد.
عناصر ارتباطی عبارتند از:

۱) جهت
۲) موقعیت
۳) فضا
۴) جاذبه

جهت: جهت هر شکلی به چگونگی ارتباط آن با بیننده، چارچوب شکل یا سایر شکل های مجاور بستگی دارد.
موقعیت: موقعیت شکل به ارتباط آن با چارچوب یا ساختار طرح وابسته است. ساختار نیز، محل قرار گرفتن فرم ها را در طرح مشخص می کند. ساختار، عموما نظم و ارتباط بین فرم ها را در طرح برقرار می سازد. شاید بدون توجه آگاهانه به ساختار بتوان طراحی کرد اما بی تردید هر جا نظم و ترتیب باشد، ساختار هم وجود دارد.
ساختارها چند نوعند: مقید، نیمه مقید، غیرمقید، فعال، غیرفعال، مرئی و نامرئی.
فضا: شکل، هر اندازه کوچک باشد، حتی بسیار هم که کوچک باشد، فضا را اشغال می کند. پس، فضا یا خالی است یا اشغال شده است. همچنین فضا می تواند مسطح باشد و به صورت مجازی عمق را نشان دهد.
جاذبه: جاذبه احساسی روانی است، نه بصری. از آنجا که جاذبه زمین مارا به سمت خود می کشد، ما نیز صفت های سنگینی یا سبکی، پایداری یا ناپایداری را به شکل ها و تصاویر نسبت می دهیم.
کادر: در بررسی زبان تصویر در رسانه های چاپی، نمی توان مسئله مهم «کادر» (cadrde) یا «چارچوب مرجع» (Frame of Reference) را نادیده گرفت.
در یک رسانه چاپی، معمولا همه عناصر بصری و نوشتاری در محدوده ای قرار می گیرند که آن را «کادر» یا «چارچوب مرجع» می نامیم. این چارچوب، مرزهای بیرونی طرح، محدوده دربرگیرنده عناصر بصری، ستون نوشته ها و در صورت وجود فضایی خالی مانده را مشخص می کند.
لزومی ندارد که چارچوب حتما به شکل یک چارچوب باشد. اگر واقعا چارچوبی وجود داشته باشد باید آن را جزئی از طرح دانست. در صورت عدم وجود، کادر یا «قاب مرئی»، لبه های صفحه روزنامه، مجله، طرح روی جلد، پوستر و … همه چارچوب هایی برای طرح مربوط به خود به حساب می آیند.
چارچوب طرح معمولا مستطیل است اما به هر شکلی می تواند باشد. خط برش صفحه چاپی، چارچوبی برای طراحی صفحه یا جلد محسوب می شود.
«کادر» یک عامل بصری نیرومند در انتقال پیام به حساب می آید. کادرهای عمودی، صرفنظر از محتویات آنها، معمولا با مفاهیمی چون سقوط، حرکت و عروج سر و کار دارند. کادرهای افقی، به نوبه خود سکون و آرامش را القا می کنند و کادرهای مربع، وضعیتی خنثی را به ذهن تداعی می کنند.
«کادر» می تواند پیام را رساتر جلوه دهد و فضایی بیافریند که احساس قوی تر و جذابیت بیشتری را فراهم سازد.
این تصور که کادر فقط برای محصور و محدود کردن طرح یا عکس مورد استفاده قرار می گیرد، بسیار ناکافی و از ابتدایی ترین مصارف کادر به شمار می آید.
آنچه «کادر» به ما می دهد، جهت و فضایی برای چگونه اندیشیدن است.
کادر، گاهی آنچنان می تواند وضعیت عاطفی بیننده را برانگیزد که بدون ایجاد این وضعیت، طرح تا پایین ترین سطح ارزش هنری خود نزول می کند.
«کادر» و «تصویر» دو مقوله جدا از یکدیگر نیستند. تصویر همواره ناچار به پیروی از کادر است، حتی تصاویر بدون کادر نیز، یادآور و تداعی کننده نوعی کادر هستند: کادری که نمی بینیم ولی احساس اش می کنیم!
گرید و صفحه آرایی
هرگاه پیام یا خبر یا معنایی صرفا توسط حافظه ضبط و ثبت و منتقل نشود، به ناگزیر بایستی بر صفحه ای نقش شود. به محض انتقال کلام و تصاویر از ذهن و حافظه به یک «صفحه»، عملیات «صفحه آرایی» آغاز می شود.
در واقع، از زمانی که بشر در ثبت تصور، پیام، آوا و کلام به غیر از حافظه به حوزه های تصویری و نوشتاری متمایل گردید، «صفحه آرایی»، یا به عبارتی زبان تصویری کاربردی در خدمت رسانه نیز موضوعیت یافت.
اهمیت صفحه آرایی از نظر ارتباط پیچیده آن با مخاطب جای بررسی فراوان دارد. استقرار عناصر صفحه، مانند متن، تیتر، سوتیتر، روتیتر، زیرنویس ها، تصاویر، جداول و … به نحوی که این عناصر در ارتباطی مناسب از لحاظ بصری و روابطی متناسب با موضوع مطلب داشته باشند و از لحاظ زیبایی شناسی نیز بتوانند مخاطب را جذب کنند، از قواعدی تبعیت می کنند که بخش عمده آن قواعد را آشکار نمی توان رویت کرد.
به عبارت روشن تر، قواعدی در زبان تصویری رسانه ای درکارند که بیشتر «احساس» می شوند تا «رویت».
از آنجا که در «گرافیک مطبوعاتی» یا «زبان تصویری رسانه ای»، طراح ناگزیر است اطلاعات نوشتاری و تصویری را بر پایه ابعاد و اندازه های بسیار دقیق استوار سازد تا بتواند در «سطح مفید» یا «محدوده چاپی» مستقر کند، استفاده از «گرید» (Grid) اجتناب ناپذیر می نماید. گرید، ازجمله عناصر غیرقابل رویت است که اجزای ساختاری یک صفحه را تشکیل می دهد. آنچنان که طرح ریزی گرید یا «ماکت» بسیار الزامی است.
در گرافیک سنتی ایران و در گذشته های دور (قبل از صنعت چاپ) به چیزی که امروزه به گرید مشهور است، «مسطر» به معنای «سطرآرا» و «کاغذ خط کشی شده» می گفتند.
گرید، مطلقا به هنگام چاپ دیده نمی شود اما در اسکلت بندی ساختار تصویری صفحه چاپی، احساس می شود. به عبارتی، «ساختار نامرئی» (invisible structure) صفحات چاپی با عنصر گرید، پدید می آید.
گرید، شبکه منظمی از خطوط است که صفحه چاپی را دارای یک ساختار قانونمند می سازد. کارایی گرید، همچنین به منظور ستون بندی، ایجاد فواصل میان ستون ها و تنظیم حاشیه ها، غیرقابل انکار است.

گرید، همچون داربستی پنهان، صفحه چاپی را به شبکه ای مستحکم (اما ناپیدا) مجهز می سازد، گرید، علی الظاهر پس از چاپ به چشم نمی آید اما قبل از چاپ، درست مثل یک نقشه معماری، سطوح و فضاهای آکنده از متن و تصویر را مشخص می سازد.

در گرافیک معاصر جهان، گرید مترادف رویکرد نظام مند و منطقی طراحی گرافیک سبک سوئیسی پس از جنگ جهانی دوم است. قبل از رواج یافتن نرم افزارهای کامپیوتری در صفحه آرایی رسانه ها، ورقه های گرید چاپی (ماکت) که عرض ستون ها، ارتفاع ستون ها، فواصل میان ستون ها و اندازه دقیق حاشیه های بالا، پایین، چپ و راست در آن مشخص شده بود، چارچوب نظام مندی برای چیدن و آرایش عناصر تصویری و نوشتاری را فراهم می ساخت.

3.3. تفاوت روزنامه های دهه 70 و 80 با دوره های قبل از آن
ویژگی های گرافیکی اولین روزنامه ها در ایران بدین گونه بود که با توجه به استقبال زیادی که از چاپ سنگی شده بود با همین چاپ روزنامه نگاران به انتشار اولین روزنامه که «کاغذ اخبار» نام دارد پرداختند. این روزنامه توسط میرزا صالح شیرازی در سال 1216 ه.ش چاپ شد. ما در کاغذ اخبار دو ستون را می بینیم و از دو طرف این نشریه خطوط با یک میزان خاصی چاپ شده اند که تا حدودی استاندارد های خود را رعایت کرده اند و با سه خط کناری از مطالب بالا جدا شده اند. همچنین در بالای صفحه نشان و لوگوی شیر و خورشید کار شده که این لوگو متناسب با اوضاع زمانه تغییر می کرد مثلا این که در ابتدا شمشیر در لوگو نبود ولی بعدها به منظور نشان دادن قدرت حاکمان این شمشیر اضافه شد. (پارسی کیا؛ 1394)
تا مدت ها این لوگو بود و متاسفانه هیچ طراحی نبود که این نشان را تغییر دهد و در کاغذ اخبار تا مدت ها هیچ گونه کار گرافیکی جدیدی را نمی بینیم و تا سال ها به همین شکل بوده است. تا اینکه در سال 1218ه.ش یک نشریه به نام فلاحت مظفری داریم که نشریه ای برای بحث های کشاورزی بود و با حروف نستعلیق چاپ می شد که از جنبه هایی با کاغذ اخبار متفاوت بود و به نوعی سرآغاز مجله نگاری در ایران بود. این نشریه که به سردبیری مهدی فخیم السلطنه بود یک سری حسن ها داشت؛ اول اینکه از خط نستعلیق استفاده می کرد و تایپ های وسط میزان را به خوبی رعایت می کرد و اولین نشریه ای بود که استفاده از تیتر را باب و نشان داد . (همان، 1394)
نشریه بعدی «وقایع اتفاقیه» بود که هم از تزئینات خطی استفاده می کرد و هم اینکه در اکثر مواقع دو ستونی بود، ولی با همان لوگو شیر و خورشید و یک باکس جدا داشت در صفحه که به نوعی می توان آن را تیتر به حساب آورد . گاهی اوقات هم باکسی در سمت راست صفحه اضافه می شد که حاوی اطلاعات نشریه بود و تاثیر پذیری از خوشنویسی نستعلیق در این روزنامه به نحو چشمگیری پیدا بود.

نشریه بعدی که از لحاظ بصری یک تحول جدی را باعث شد نشریه «شرف» بود که این نشریه هم با چاپ سنگی ولی با یک کادر موفق طراح، تصاویر سران مملکتی را چاپ می کردند. ابوتراب غفاری تصویرگر این نشریه یک باکس مرتب را که حاوی تاریخ و شمارگان این نشریه بود به خوبی بالای این نشریه کار کرده بود. همچنین ابوتراب با سیاست خاصی که در تصویر سازی زمانه خودش داشت و اینکه حامی سران مملکت بود با مهارت خاصی اصل تصویر را وسط صفحه کار می کرد و ستون های بزرگ با حروف دو طرف میزان پر می شد. و تصویر ساختمان های سلطنتی یا شخصیت های خارجی که برای دربار کار می کردند را چاپ می کردند. (پارسی کیا، 1394)

با آمدن رضا شاه حال و هوای اجتماعی عوض شد و همین باعث شد روزنامه ای که در این دوره منتشر می شود کاملا متقاوت با نشریات دوره قبل باشد. یکی از این روزنامه ها، اطلاعات بود که حاوی اطلاعات و خبرهای اقتصادی آن زمان بود، و اخباری که از کشورهای دیگر هم وارد می شد در این روزنامه درج می شد. مهم ترین تفاوت این روزنامه استفاده از حروف سربی برای حروفچینی بود. همچنین در این روزنامه جای اگهی های تبلیغی باز شد و استفاده از فونت «زر» که باعث شده بود روزنامه از لحاظ بصری دارای جذابیت و خوانایی فوق العاده ای باشد. همچنین این روزنامه استفاده از تیتر و سرتیتر و ستون نویسی به شکل درست را شروع کرد. به همین ترتیب روزنامه ها و مجله های فرهنگی و هنری کم کم وارد یک نوع مدسازی شدند.

نوشته‌های تازه

آخرین دیدگاه‌ها

دسته‌ها